همانطور که در مقاله پیشین بیان شد عوامل بصری نظیر نمای ساختمان تاثیر بسزایی بر سیستم عصبی انسان به ویژه مغز میگذارد. میتوان اینگونه گفت که ظاهر و نمود بیرونی اولین و بارزترین بخش از ارتباط بصری انسانها با یکدیگر است. این امر موجب برانگیختن احساسات خوشایند و ایجاد آرامش بر روی افراد میتواند در سلامتی و شادایی آنها مؤثر باشد. با پیشرفت تکنولوژی و پیدایش ابزارها و فناوریهای جدید، تصویربرداری و ضبط و ثبت سیگنالهای مغز در برابر عوامل حسی (بینایی، بویایی، شنوایی، چشایی و لامسه) مقدور شده است. در این زمینه «علوم اعصاب» یا «نروساینس» در پی پاسخ به پرسشهایی در زمینه کارکرد مغز و نسبتش با خود و محیط اطراف است. در اینجا در پی آنیم که رابطه بین دیدن و آگاهی زیباشناختی معماری از نظر علوم شناختی که دانش مطالعۀ ذهن (آگاهی، دانش و احساسات و …) است نگاهی بیندازیم. برای نمونه این علم در زمینه طراحی و ساخت حوزه معماری و شهرسازی در بررسی و مطالعه تأثیر الگوها و شکلهای هندسی بازشوها و نسبت بازشوها به سطح نما بر مغز و سیستم عصبی کاربران خانه های مسکونی است. رویکردی که طراحی مناسب و خوشایند نسبت به ادراکات کاربران است.

به نظر میرسد که امروزه ویژگیها و تواناییهای مغز با ویژگیهای نماهای مسکونی موجود سازگاری چندانی ندارد. چنانچه در پی پیشرفت در طراحی و اجرای خانههای مسکونی مناسب و سالم در جهت نیازهای بومی و تقاضای عمومی دست پیدا کنیم، نماها باید تغییر کنند تا با مغزی که ما امروز آن را میشناسیم، سازگار شوند.
آکادمی علوم مغز و اعصاب برای معماری یا به اختصار (ANFA) در زمینه ارتباط نوروساینس و معماری فعالیتهای متنوعی انجام داده است. این نهاد به وسیله موسسه آمریکایی معماری (AIA) به صورت مرکزی بینالمللی و برای فعالیتهای فرارشتهای تاسیس شد. هدف و رویکرد این موسسه ایجاد پلیهای فکری میان تحقیقات علوم مغزی و اعصاب و معماران است. این موسسه با ایجاد پایگاه دانش جدیدی برای معماری در پی فهم نحوه مواجۀ مغز با معماری و تاثیرات و تاثرات در پی آن است. طبق این رویکرد، ساختمان چیزی بیشتر از نیازهای عملی برای فضا یا آسایش است؛ هدف یک بیمارستان تشویق بهبودی است؛ هدف یک کلاس درس تشویق یادگیری است.

تصویر 2. ویلا ساوا، لوکوربوزیه، 1931.
مطالعات اخیر گواهی میدهند که «دیدن» و «آگاهی» ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند. از میان حواس پنجگانه این نگریستن و رؤیت جهان است که ما را به درک آن رهنمون میسازد. پژوهشها نشان میدهد که افراد بالغ و نوزادان نسبت به خطوط منحنی تمایل بیشتری دارند و این خطوط میزان استرس کمتری در خود دارند. شادی بخشی، امنیت و خصوصیکردن بیشتر از دیگر ویژگیهای این خطوط است. این امر دلیلی بر رد خطوط زاویهدار و شکسته نیست چرا که فارغ از بحث احساسات (خطوط منحنی)، عملکرد (خطوط شکسته) نیز مطرح است. این مقوله را میتوان در عبارت مشهور «فرم تابع عملکرد است»[1] لویی سالیوان[2] معمار برجسته آمریکایی ردیابی کرد.

تصویر 3. آلترناتیو 2 نمای خانه طاهری، مهندسین مشاور رف، 1400. |
تاثیرپذیری و واکنش مغز نسبت به پنجرهها، محدود به انحنا و زاویهداری آنها نمیشود. این موضوع را میتوان در نسبت طلایی آنها نیز مطالعه کرد. از نظر علوم شناختی، نسبت طلایی پنجرهها بخشی از مغز را فعال میکند که به احساسات مربوط میشود. به عبارت دیگر نسبت طلایی پنجرهها عاملی مهم در القای حس خوشایند به افراد است. علاوه بر هندسه، حس و حال فضا هم فقره دیگری است که مغز را تحت تاثیر قرار میدهد. در پژوهشی که در سال 2014 روی عابرین مسیری از مسجد سلطان حسن بودند نشان داده است که فضاهای مقدس، برای افراد با فشار بالا مفید است؛ چرا که این فضاها با افت میزان کلسترول و افزایش حجم ریهها فشار بدن را متعادل ساخته و بیماری قلبی و عروقی را کاهش میدهند.
پژوهشی با رویکرد نوروساینس که به ارزیابی طراحی نمای خانههای مسکونی ایرانی انجام شده این پژوهش بر روی قسمتی از مغز صورت گرفته است. نشان داده است که بازشوهای دایره، مربع و قوسی خوشایندی بیشتری نسبت به اشکال دیگر دارد. یه صورت کلی میتوان اینگونه نتیجه گرفت که قضاوتهای زیباشناختی انسان به بخشی از مغز است که مستقیما به بینایی مرتبط است. به دیگر ادراک و آگاهی ما نسبت به محیط ارتباط تنگاتنگی با دیدن و چشمان دارد. همانطور که از زبان فردوسی بیان شد «خرد گر سخن را برگزیند همی/همان را گزیند که بیند همی». این جنبه زیباشناختی در ایران فرهنگی چنان اهمیت مییابد که بحث حریم دیداری و مناسبات اجتماعی ریشه در باور و فرهنگ

تصویر 4. وید [+]، استودیو پوستی، 1400. |
تاریخی مردمان این جغرافیای فرهنگی دارد.
با توجه به موارد ذکر شده تامل در سوالاتی نظیر سوالات زیر لازم به نظر میرسد:
در مقالات آتی برآنیم تا به مطالعۀ این موارد بپردازیم.
منابع: