عنوان مقاله:باید در چشمان خانه نگریست (2)
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
تاریخ مقاله:26 بهمن ۱۴۰۱
شماره مقاله: 2

در نوشتۀ پیشین بیان کردیم که پیوند و ارتباط نخستین ما با افراد ، پیش از هرچیزی متوجه ظاهر به ویژه چشمان آنهاست . به عبارت ساده‌تر چشم همچون دریچه روح است. در این جستار در پی فهم و تامل بیشتر این موضوع در فرهنگ انسان ایرانی هستیم.

رف  

تصویر 1. روستای اورامانات کردستان، منبع: ناشناس.

بیایید با خود واژۀ «مسکن» بیاغازیم. مسکن از ریشه و پیِ سکون و مترادف با نهفته و آرام است؛ مکانی برای تسکین. «سکونت» پیوندی میان انسان و محیط است. تلاشی است برای هویت یافتن و حس تعلق به مکانی خاص خود به معنای اقامت کردن و ماندن با آرامش است. این ماندن، شب را به صبح رساندن صرف نیست بلکه آرامشی نیز در خود دارد. این مفاهیم پس از انقلاب کشاورزی و صنعتی و در زمان اکنون با انقلاب دیجیتال رنگ و بویی تازه و دگرگون یافته است. آسایش و آرامشی که مد نظر انسان معاصر است با آسایش دهه‌ها و صده‌های پیشین متفاوت است؛ چرا که جهان و مواجه ما با آن متحول شده است. همانگونه که تعاملات و گفت‌وگوی ما با دیگر انسان‌ها تغییر یافته است، بستر این تحولات یعنی فضای کالبدی و ساختمان‌ها و به صورت ویژه مسکن تغییر یافته است.

اهمیت مسکن از آن جهت است که از نظر سازمان بهداشت جهانی[1] انسان بیش از نیمی از زمان خود را در خانه سپری می‌کند و هرگونه اختلالی در این سکونت سلامت او را با اختلال مواجه می‌کند. به زبان فارسی سلیس، سکونت در مسکن ناسالم یعنی جسم و روان ناسالم. بروز صدمات جسمی نظیر آسم، حساسیت‌های پوستی، تنفسی و بینایی و لطمه‌های روانی همچون افسردگی، ناهنجاری‌های رفتاری و استرس از نظایر این اختلال‌ها است. یک خانه سالم فقط در طراحی سالم و بهداشتی یک سرپناه خلاصه نمی‌شود؛ بلکه ابعاد متنوع و گسترده‌ای همچون سلامتی فیزیکی، روانی و اجتماعی را در خانه و محیط اطراف را در بر می‌گیرد. اورات هاسلر[2] معمار و فیلمساز آلمانی خانه‌سازی سالم را در امان نگه‌داشتن افراد از بیماری‌های مرتبط با خانه می‌داند. با این اوصاف می‌توان مسکن را سرپناهی برای دوری از عوامل جسمی (فیزیکی) و روانی مضر به سوی زندگی آرام قلمداد کرد.

رف

تصویر 2. نمای خانه‌ای در روستای ابیانه، منبع: ناشناس.

از شاخصه‌های برجسته در القای حس آرامش در یک ساختمان بازشوهای آن است. بازشوهایی همچون در ورودی، درب پارکینگ و پنجره‌ها در پوسته ساختمان. به صورت عام می‌توان سه مشخصه را برای بازشوها مخصوصا پنجره‌ها در پوسته ساختمان متصور شد؛ پیوند بیرون و درون، نوررسانی و تامین دید. یک نمای دو پوسته از لایه‌های مختلفی همچون پوسته خارجی، پوسته داخلی، حفرۀ میانی و تجهیزات سایه‌اندازی خورشیدی تشکیل شده است. آنچه در پوسته خارجی است یک شیشه سخت شده؛ حال آنکه در پوسته داخلی می‌توان از انواع شیشه‌های دوجدارۀ شفاف، جذب‌کننده و کنترل‌گر بهره برد. به نظر می‌رسد که در معماری معاصر و با پیشرفت تکنولوژی و مطرح شدن مباحث زیست محیطی، نقش اقلیمی و پایداری پوسته‌ها بیش از پیش شده است. در کنار این‌ها نباید وجه بصری پنجره‌ها را دست کم گرفت. وجهی که پیش و بیش از بقیه ظاهر می‌شود. از میان چهار حس با ارزش در احساس محیط (بینایی، شنوایی، بویایی و لامسه)، این‌گونه بر می‌آید که بینایی اساسی‌ترین حس نسبت به دیگر حواس است. این موضوع در فرهنگ ما ایرانیان پیشینه‌ای دور و دراز دارد. در زیست جهان فرد ایرانی دیدن همواره هم‌ارز است با دانستن و معرفت. این موضوع را می‌توان به صورت مصداقی در تاریخ مکتوب و شفاهی پیگیری کرد. برای نمونه ضرب‌المثل‌ «عقل مردم در چشمشان است». این ضرب‌المثل علی‌رغم تفسیر امروزی‌‌اش پیرامون ظاهربینی مردم به رابطه مهم شناخت و دیدن سخن به میان می‌آورد. نوعی معرفت‌شناسی دیداری. این نکته را می‌توان در متون گسترده ادبی، تاریخی مشاهده کرد. برای نمونه حکیم طوس بیان می‌کند که: «خرد گر سخن را برگزیند همی/همان را گزیند که بیند همی». از سوی دیگر در باور ایرانیان پیوندی میان دیدن و دوست داشتن رایج است. این امر را می‌توان در مثل «از دل برود هر آنکه از دیده رود» دنبال کرد. به هر تقدیر آنچه واضح است در فرهنگ ایرانی عقل انسان ایرانی آن‌چیزی را بر می‌گزیند که ببیند. باور و اعتقاد خود را به دیدن گره زده است. بحث اعتقادی و معرفتی را می‌توان در کتب دینی که بن‌مایه ادیان است برشمرد. از کتاب ارتنگ مانی پیامبر که استوار بر نقاشی بود تا تصویرسازی و کتاب‌آرایی قرآن و شاهنامه‌. با این اوصاف می‌توان جایگاه ویژه‌ای میان دیدن و بینایی نسبت به دیگر حواس انسان ایرانی در نظر گرفت.

رف

تصویر 3. نمای خانه‌ای در روستای ابیانه، مهندسین مشاور رف،  .

نسبتی که در طول و عرض این فرهنگ ریشه دوانده است.

اشیاء و محیط بیرون، روان و رفتار افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهند. به عبارت دیگر تأثیراتی که این عوامل بصری بر سیستم عصبی انسان‌ها دارند بسیار مهم جلوه می‌کنند. با پیشرفت تکنولوژی و پیدایش ابزارها و فناوری‌های جدید، تصویربرداری و ضبط و ثبت سیگنال‌های مغز مقدور شده است. در این زمینه «علوم اعصاب» یا «نروساینس[3]» دانشی نوین است که با عمری قریب به 50 سال در پی پاسخ به پرسش‌هایی در زمینه کارکرد مغز و شناخت سایر علوم بشری است. از آنجا که مغز و ذهن بشر امروزی با مغز و ذهن بشر دهه‌ها و صده‌های پیشین متفاوت است کارکرد این علم در شناخت دقیق و علمی برجسته می‌شود. برای نمونه این علم در زمینه طراحی و ساخت حوزه معماری و شهرسازی در بررسی و مطالعه تأثیر الگوها و شکل‌های هندسی بازشوها و نسبت بازشوها به سطح نما بر مغز و سیستم عصبی کاربران خانه های مسکونی است. رویکردی که طراحی مناسب و خوشایند نسبت به ادراکات کاربران است.

در ادامه سعی می‌کنیم نسبت نگاه‌کردن و الگوی پنجره‌های خانه را از منظر نوروساینس بیشتر مورد مطالعه قرار دهیم.

 

منابع:

  • دهخدا، علی‌اکبر (1385)، لغتنامه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
  • دهخدا، علی اکبر (1377)، امثال و حکم، تهران: امیر کبیر.
  • فردوسی، ابوالقاسم (1381)، شاهنامه، تهران: انتشارات بهزاد.
  • کشاورز افشار، مهدی (1394)، «عکاسی و افسون‌زدایی از سلطنت/نقش عکاسی در فروپاشی انگاره قدرت پادشاه در انقلاب مشروطه»، نامه هنرهای تجسمی و کاربردی، شماره پانزده، صفحات 46-17.
  • غفاری، علی و بنایی ابرندآبادی، مریم (1390)، «خانه سالم چیست؟»، مجله مسکن و محیط روستا، شماره ۱۳۳. صفحات 28-15.
  • عجمی، سحر و شاهرودی، عباسعلی و لشگری، رضا (1394)، پایان‌نامه ارزیابی و الگویابی طراحی خانه‌های مسکونی با رویکرد علوم شناختی، ساری: دانشگاه مازندران.
  • WHO Expert Meeting (2000), “INTEGRATED APPROACHES TO HOUSING AND HEALTH”, Paris, France.

[1] WHO (World Health Organization)

[2] Evert hasselaar

[3] Neuroscience